شهاب الدين احمد سمعانى
مقدمهء مصحح 106
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )
علاوه بر اينها ، در پايان نسخهء آستانه ، به قلم كاتب متن - يعنى احمد بن عبد الرزاق - پنج قطعه غزل كتابت شده ، كه تخلص « احمد » دارد به اين قرار : ساختم با درد تا آنگه كه درمان يافتم * وصل جانان را برون از حرف انسان يافتم نيستى بگزيدم و هستى ز سر كردم برون * كفر را مانع شدم تا نور ايمان يافتم عشق را و عقل را ديدم چو موسى و خضر * هر دو را بشناختم تا آب حيوان يافتم پاك كردم گرد دل را از همه كفر و نفاق * نفس كافر كيش را آنگه مسلمان يافتم من به دشوارى رسيدم بر سر گنج سخن * تا نگويد مدعى كاين را به آسان يافتم من به شبها پاسبانى كردهام بر بام دل * تا روان و جان خود را پيش سلطان يافتم من به درياى حقيقت غوطهها خوردم بسى * گوهرى كردم طلب افزون ز صد كان يافتم اى برادر هوش دار و پاس دلها گوش دار * زانكه من اين وعظ را پيوسته با آن يافتم احمدا اين جان و دل را وقف كن بر حضرتش * تا بيابى لذتى زين ره كه من زان يافتم و له ايضا قدّس سرّه اى مسلمانان بگويى با غم دل چو كنم « 107 » * هر زمان از بيم هجرش ديدگان پرخون كنم شصت و هفتم عمر شادمان بگذاشتم * شاد . . . من همه . . . ندانم چون كنم « 108 »
--> ( 107 ) - بگويى - بگوييد . ( 108 ) - جاى كلمات پاك شده را نقطه چين كردهام .